🔻.  نقدی بر اختتامیه پنجمین جشنواره مطبوعات خراسان جنوبی

 

 

🔷.  📝. روح اله محمدی

 

🔷  طبق عادت هر روزه ،از خواب که بیدار شدم سری به کانالهای خبری استان زدم . خبری را خواندم که عین آب یخی که روی بیمار بریزند ، تمام افکار و تاروپودم را دراین صبح زمستانی به هم ریخت.

خبر به پیوست عکس این بود

٬٬ اختتامیه پنجمین جشنواره مطبوعات استان ٬٬

آنقدر غیر منتظره بود که سه بار خواندمش.

خیلی عجیب و تأسف آور است که منی که خبرنگار فعال این استان لااقل در حوزه نقد اجتماعی و فرهنگی هستم و اتفاقأ عضو خانه مطبوعاتم و تازه برگزیده ی جشنواره مطبوعات سال قبل هم هستم چرا باید بعد از اختتامیه متوجه مراحل سپری شده ی جشنواره بشوم.؟!!!!!

 

🔷. با مسئول خانه مطبوعات تماس گرفتم ایشان گفتند که ما به تمامی اعضاء اطلاع رسانی کرده ایم . یک لحظه به عضویتم و حافظه کوتاه مدتم شک کردم. فکر کردم شاید فقط منم که دچار این دوگانگی شده ام ، به دو نفر از دوستام که مسوول خبرگزاریهای پویا و فعال و تأثیرگذار – که اتفاقأ در تمامی بخش های پر رقابت جشنواره حرفی برای گفتن داشتند – زنگ زدم ، یکی از این عزیزان گفتند که بنده هم دیشب در جریان اختتامیه متوجه جشنواره شده ام و دیگری هم گفتند که من هیچ دعوتنامه ی کتبی دریافت نکرده ام و در آخرین روز مهلت ارسال آثار ، بعد از وقت اداری آنهم با یک تماس تلفنی متوجه جشنواره شده ام که هرکاری کردم موفق به بارگذاری آثار نشدم . همین دو مورد کافی بود که به درایت فشل برگزار کنندگان پی ببرم. به کارشناس مطبوعاتی اداره ارشاد زنگ زدم ایشان اول مدعی شدند که ما یک اپراتور مخصوص برای پیگیری امور جشنواره گذاشته ایم و به همه دعوتنامه کتبی داده ایم و به تمام اعضای خانه مطبوعات هم زنگ زده ایم و هم پیامک داده ایم و….‌ وقتی با انکار دسته جمعی صاحبان رسانه ( نقل به مضمون ) مواجه شد ، افاضات کردند که شما باید خودتان در کانالهای خبری می دیدید و خلاصه ٬٬ همین است که هست ٬٬

 

🔷  در حالیکه ساز و کار برگزاری جشنواره ایجاب میکند که به تمامی اعضا و مخصوصأ به برگزیدگان ادوار قبل ، لااقل تماسی یا پیامکی داده شود . آنهم در عصری که سوپری ها و پوشاکی ها هم برای هر بار که محصول جدیدی تأمین میکنند به تمام مشتری هایشان پیامک اطلاعرسانی میزنند. آنوقت اداره کل ارشاد اسلامی و خانه مطبوعات با اینهمه خدم و حشم و کارمند و معاونت مربوطه و نامربوط و طمطراق و میز و صندلی ، برای برگزاری این جشنواره که دایره مخاطبانش به چهارصد نفر هم نمیرسد اینگونه اداره ی امور میکنند.

 

 

🔷.  خلاصه بعد از ملقمه ی حاصله که شمه ای از آن نقل شد جدای از اینکه این شیوه ی اطلاع رسانی عمدی بوده یا سهوی ، عرصه ای مهیا شده بود خالی از مدعیان دغدغه مند و قلم های توانا و کنشگران و فعالین تأثیرگذار و پرمخاطب که در تمامی بخش های جشنواره حرفی برای گفتن داشتتد

 

🔷 اینجانب ضمن اعتراض شدید به اهمال محرز خانه مطبوعات و معاونت مربوطه در اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی ، نه بخاطر مقام نیاوردن دراین جشنواره که ابدأ برایم جذابیتی ندارد و اگر هم میداشته قبلا حاصل شده است ، به چند دلیل دست به نگارش این اعتراض نامه زدم.

 

🔷 اول اینکه داوران متوجه باشند که سطح نوشتار و دغدغه مندی خراسان جنوبی چیزی به مراتب فراتر از آثار داوری شده است.

 

دوم ، دوستان برگزیده بدانند که در یک رقابت خفیف و سطحی قائل به آوردن عنوان شده اند ( بنده با یقین عرض میکنم اگر مجددأ بین آثار منتخب و آثار نرسیده به جشنواره به داوری همین داورها محکی انجام شود بدون شک در بسیاری از بخش ها ترتیب عناوین به هم میخورد)

 

سوم ، وقتی با ما که صاحب قلمی و رسانه ای هستیم چنین میکنند با دیگران که نه امکانی دارند و نه مجالی چه میکنند؟ لذا بخاطر ترویج و تعمیم روح اعتراض مدنی در جامعه بر خود لازم دانستم که جشنواره را نقد کنم

چهارم ، بخاطر جلوگیری از این اشتباه ( اشتباه ؟ ) که تعدادش در موارد مشابه کم هم نیست باید صدای خود را به گوش همه مسوولینی که مستقیم یا غیر مستقیم در برگزاری این جشنواره و جشنواره ها نقش داشتند میرساندم.

 

🔷 در پایان آرزو میکنم روزی حقارت و تنگ نظری از چشم و سینه برخی ها رخت بربندد و بین برادران – تنی و ناتنی – قائل نباشند.