مدتی است که هر مشکلی در جامعه به مسائل کشوری ربط داده میشود. مسائلی هم هستند که برای رفع آنها باید از سطح فرد و خانواده شروع کرد و سپس به جامعه پرداخت. مسائل اخلاقی همچون، درستکاری، نیکوکاری، عدم پرداختن به دروغ، تهمت و ناسزا، رعایت امانت، شئونات انسانی، نظافت و پاکیزگی، روحیه کمک به همنوع، و صدها مسئله ریز و درشت دیگر که هر کدام در جایگاه خود ارزشی دارند که با ارزش مسئله دیگری پر نمیشود. مانند آنکه شما برای زندگی در دنیای امروز به مهارتهای فراوانی نیاز دارید و هر کدام از آنها هم جایگاه خود را دارند و چه بسا در مرحله ای از زندگی مثلا مهارت رانندگی نمی‌تواند جای مهارت با کامپیوتر را بگیرد. اما نکته مهم آنجاست که والدین ما، از کودکی به دنبال آموزش انواع مهارتها به فرزندان خود می‌باشند تا مبادا از فرزندان دیگر جا بمانند و فردا روز مایه شرمندگی آنها شوند. البته این امر منطقی است چون در دنیای رو به رشد امروز، باید به مهارتهای گوناگونی تسلط داشت و گر نه از زندگی باز خواهی ماند. اما چه خوب است که در کنار این مسائل به فکر آموزش مهارتهای اخلاقی و مهارتهای زندگی هم به کودکانمان باشیم. چه خوب است که از کودکی خود الگوی اخلاقی برای کودکانمان باشیم و نیز به مسائل اخلاقی که در تمام ادیان به خصوص در دین مبین اسلام به آنان اشارات فراوانی شده است، توجه کنیم. آموزش و پرورش کشورهای پیشرفته همچون ژاپن سالهای ابتدایی تحصیلات فرزندان آن کشور را به این امر اختصاص می دهند. نتیجه آن میشود که امروزه از نظم و ترتیب و رفتارهای عالی انسانی در آنان شاهد هستیم. چگونه است که ما اینگونه به این مسائل بی تفاوت هستیم. در حالیکه میدانیم پیشرفتهای علمی بدون در نظر گرفتن مسایل اخلاقی و انسانی چه خطرناک است که نمود آن را در بیوتروریسم و جنگهای شیمیایی و هسته ای به خوبی مشاهده میکنیم. اینها بالاترین تکنولوژیهاست که بدون در نظر گرفتن مسائل اخلاقی و انسانی به کار گرفته می شوند. اما بحث در این مقاله این است که آموزش اخلاقیات و مسائل انسانی را از سالهای نخستین زندگی کودکانمان از خانواده شروع کنیم. همانگونه که به کودکانمان مسایل دینی از قبیل نماز و روزه و حجاب و قرآن را آموزش میدهیم. اینها مسایلی است که جامعه بشری بیشتر به آن نیازمند است. برای صلح و صفا و برای کاهش نرخ جرم و جنایت در جامعه و برای خودمان و هم نوعمان، این مسأله را در خانواده مدنظر قرار دهیم و منتظر آموزش رسمی در مدرسه یا جامعه نمانیم. هر چند این مسأله ای است که رسیدگی نظام‌های اجتماعی به خصوص  مدرسه و دانشگاه  را هم میطلبد، اما قبل از آن از خانواده شروع میشود که به صورت غیر رسمی و از طریق الگوی نقش والدین و بزرگترها در کودک شکل میگیرد. پس برای اصلاح جامعه، بدون محکوم کردن عده ای دیگر، ابتدا از خودمان شروع کنیم.